هو اول و آخر يار
سلام دوستان امروز برايتان متن براعت استهلال كتاب "تنبور از ديرباز تا كنون" سيد خليل را گذاشته ام كه بسيار زيباست و خود بنده با اينكه 10 سال از نگارش اين كتاب ميگذرد هر بار كه اين يك صفحه را ميخوانيم بيشتر از پيش لذت ميبرم.باشد كه به شما هم همين حس القا شود.
همايون معبود يكتايي سزاوار ستايش است كه امواج لطف و رحمتش ،بيكران عالم وجود را فرا گرفته و تلالو انوار جمالش سپهر عالم لاهوت را انباشته،پژواك راز و نياز محرمان وادي وصلش به نغمه ي روح افزا جان و دل عشاق حزين را منور گردانيده،،،آوازه ي هجراني گوشه نشينان مقام بيقراريش حصار ملكوت در نورديده است با هر كرشمه ي دلرباي عاشق كش اش از هر دستان تاري به هزار شهر آشوب انداخته از هر ساماني منصوري جامه دران عقده گشايي ساز كرده توسن عشق در ميدان معرفت به جولان در آورده و به جهت نيل به مقام بقا در اوج قله رفيع فنا ماوي مي گزينند.
هرگاه كه مطرب عاشقان از قول مجنون نفير غم انگيز بيداد عشق آغازد به دوبيتي وصف جمال ليلي به بحر نور ،هزار شور بپا دارد،قطار قطار پروانه ي سرمست كوچه ي باغ هفت شهر عشق گشته ،از وادي سوز و گداز هجر رسته با فروكش گريه ي ليلي ،سر بر آورده پيغام دلگشاي سروش به گوش جان شنيده ،غزل مهرباني به ضرب اصول كرده و ترانه ي دلنواز راحت روح به پرده ي شهناز گشايش نمايد.
مشتاق شنيدن نظرات شما

